مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

تصویر شاه از خود

1390,11,07 ساعت 7:40 PM
«شاه بر این باور بود که رابطه شاه و مردم در ایران به تمدن 2500 ساله آن پیوند می‌خورد و رابطه‌ای است عمیق و ناگسستنی. او معتقد بود که این سنت علی‌رغم برچیده شدن آن در بسیاری از کشورهای جهان در ایران پایدار خواهد ماند چون نوع رابطه‌‏‏، رابطه‌ای است پدر و فرزندی و عجین شده با ذهن مردم.

شاه با پیوند دادن سلطنت خود به کوروش در پی حفظ عظمت آن بود‎؛ در زمانی که در جهان دیگر کمتر جایی برای پادشاهان باقی مانده بود.
شاه اگرچه در سالهای اول سلطنت خود به دلیل شرایط پیچیده آن زمان ایران و موقعیت متزلزل خود به دلیل نفرتی که مردم از سلطنت پدرش داشتند سرسختی زیادی در پیاده کردن اندیشه‌های خود نداشت‏  ولی پس از تثبیت قدرتش بعد از کودتای 1332 مشخصا اعتقادات خود را عملی کرد.

پس از کودتا شاه رژیمی اقتدارگرا را رهبری کرد و با بهره‌گیری از درآمدهای نفتی و کمک‌های مالی آمریکا به قدرت خود افزود و پس از قیام سال 1342 با سرکوب کردن مخالفان خود به صورت رهبر مطلق و بی‌رقیب کشور درآمد و پس از آن  دوره‌ی فرمانروایی سلطانی شاه آغاز شد که درآمدهای روزافزون شاه او را در پیشبرد اهدافش یاری کرد.

شاه معتقد بود که مردم ایران بنا به سنت دیرینه خود شاه مملکتشان را دوست دارند و او نیز که با توجه به اقدامات اطلاح‌طلبانه‌ای که در ایران انجام داده است از جایگاه و مقام ویژه‌ای نزد ایرانیان برخوردار است.

این تفکرات شاه را بر آن داشته بود تا کنترل امور را در اختیار گیرد، خود را مالک ایران و قیم مردم بداند. او مجبور شده بود بارها این رفتارهای قیم‌مآبانه‌اش را برای مصاحبه‌گران غربی توضیح دهد و بگوید که رابطه پادشاه و مردم برای غربیان غیرقابل تصور است. مردم او را پدر خود می‌دانند و او موظف است آنچه را که خود صلاح می‌داند انجام دهد چون جز خدا کسی نیست که بخواهد کارهایش را برای او توضیح دهد.

شاه بزرگی و عظمت این مسئولیت را به جایی رساند که خود را فرستاده ویژه خداوندگار دانست و گفت که برای اصلاح مملکت از سوی خداوند مأموریت دارد و همین ارتباط ویژه او با خداست که در بسیاری از مواقع به صورت معجزه‌آسایی او را از مرگ نجات داده است.

شاه به آنچه که می‌گفت عمیقا اعتقاد داشت و برای توجیه غربیان  و خوشایند مردم  رابطه‌ای ویژه و پیامبرگونه با خود و خدای خود نساخته بود. بر اساس همین باورها بود که او خود را به اسطوره‌های تاریخی پیوند داد و چون ناپلئون تاج‌گذاری کرد، و خود را جانشین شایسته کوروش خواند.
آنچه که در این راه ظاهرا او را آزار می‌داد فقر و فلاکت مملکت بود که شایسته شاهی چون خود نمی‌دانست. چنین پادشاهی را که وارث تاج و تخت 2500 ساله است مملکتی برازنده لازم بود. شاه چنان مسحور پادشاهی شده بود که دیگر مردم را نمی‌دید. همین فراموشی مردم اساس گفتمان سیاست داخلی او را تشکیل می‌دهد.

شاه علی‌رغم این باور که مردم او را دوست دارند هیچ گاه سعی نکرد که حمایت مردمی را پشتیبان و حافظ سلطنت خود قرار دهد. شاه برای خود ارتشی ساخت و هزینه‌های فراوان کرد تا در شرایط بحرانی ارتش حافظ تداوم سلطنت او باشد و تجربه دخالت بیگانگان و کودتای 28 مرداد 1332 تکرار نشود ولی او همیشه فراموش کرد که ارتش نیز از همان مردم بود.

شاه امنیت سلطنت خود را در قدرت نظامی می‌دید همان طور که در گفتمان سیاست خارجی نیز امنیت کشور و منطقه را در افزایش قدرت نظامی و تسلیحاتی می‌پنداشت. »*

منبع: عظیمی نژادان، بیتا‏، شاه در آیینه شاه‎؛ بررسی مصاحبه‌های مطبوعاتی شاه 1320-1357، نشر نگاه معاصر‏،  1388، صص 372 و 373

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo