نباید نگاهی مانند شاه به ولی فقیه داشت
نه ایشان خود این تصویر را از خودشان دارند و نه ما باید به مثابه یک شاه به ایشان نگاه کنیم و با ترس و لرز و هراس با ایشان گفتوگو کنیم. امام علی(ع) میفرمایند: بامن مانند جباران سخن مگویید.وی در ادامه خاطرنشان ساخت: یکی از معانی ولی، محبت و عشق است و میتواند نمودی از آن در ولی امر به عنوان وجه اجتماعی و سیاسی آن تجلی داشته باشد.
یعنی ولایت فقیه مبتنی بر اقناع، محبت و عشق است و تصویر مبتنی بر زور، اجبار، ترس و اغوا نباید از ولی فقیه ساخته شود. عظمت جمهوری اسلامی به برج و بارویش نیست، به حریت، عشق و محبتش است اگر اینها نباشد چه فرقی بین امریکا و ایران است. یادمان نرود که جمهوری اسلامی چه ویژگیهایی داشت و باید داشته باشد.»
+ عماد افروغ:بدون نقد و نخبگان نمی شود کشور را به سلامت اداره کرد
افروغ از چهره های وفادار به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است که در هر فرصتی می کوشد هشدارهای لازم را برای پیشگیری از خطر سقوط بیش از پیش نظام جمهوری اسلامی در دام سلطانیسم به سمع مسئولین و مردم برساند.
ظاهرا کسانی سه دهه پیش و بعد از ملاحظه قانون اساسی کشور گفتند عمامه به جای تاج! یعنی گفتند انقلاب شد و دست اجانب از کشور کوتاه شد اما در ساختار قدرت داخلی و نسبت مردم و حکومت چیزی عوض نشد.
امروز در سالگرد انقلاب 57 و سالگرد سقوط نظام شاهنشاهی، همه بر این اعتقاد پای می فشاریم که ولی فقیه شاه نیست و دوره حکومت های سلطانی به سر آمده است و حتی خود شخص آیت الله خامنه ای هم در هفته گذشته در خطبه های نماز جمعه گفتند که رهبر هم می تواند اشتباه کند و در این صورت باید خطاهایش را با تواضع بپذیرد. یعنی دیگر کسی معتقد نیست که «چه فرمان یزدان چه فرمان شاه» و ولایت فقیه لزوما ولایت خدا نیست.
با این وصف و به رغم اینکه گویا وحدت نظری هست میان مردم و نخبگان و حاکمان که دیگر نظام شاهی برافتاده است. اما چرا در عمل داستان به نحو دیگری است و منتقدان پرشمار، حرف های دیگر می زنند؟ اشکال کار کجاست؟ و برای خروج از این وضعیت چه باید کرد.
برای خروج از نظام شاهی و سلطانی ابتدا باید آن را شناخت. باید ساختار حقوقی در یک نظام سلطانی را شناخت و آن را با ساختار نظام فعلی مقایسه کرد و کوشید در ساختار حقوقی نظام سیاسی کشور تحول آفرید.
جناب دکتر افروغ در برنامه پارک ملت به مساله مهمی در این ارتباط اشاره کردند و آن وضعیت فعلی مجلس خبرگان در نظام سیاسی کشور است. مجلس خبرگان یکی از مواضعی است تحول در آن می تواند مانع از سقوط نظام به دام اشرافیت روحانی و نظام سلطانی گردد. شاید بتوان گفت که اصلاح در ساختار حقوقی نظام در صورتی که از مجلس خبرگان شروع شود می تواند به نحو موثری مردمسالاری نظام و مسئولیت پذیری حکومت را تقویت کند و از خطر تبدیل شدن ولی فقیه به شاه ممانعت به عمل آورد و ضمن صیانت از نظام سیاسی کشور، آن را در مسیر اهداف انقلاب و آرمان های ملت پیش ببرد.









