مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

بی‌حسی

1390,06,20 ساعت 3:52 PM


1) جوانی کمربند انفجاری می‌بندد و با انجام عملیات انتحاری خود و ده‌ها نفر از هموطنانش را در میانه‌ی مراسمی در ظهر عاشورا تکه تکه می‌کند. محکومیت واقعه و جنایتی که در آن بیگناهان کشته شده‌اند آغاز می‌شود و سطرهای اعلام انزجار بر صفحات روزنامه‌ها و زبان گوینده‌ها رسانه‌ها جاری می‌شود: «دشمن وحدت ما را نشانه رفته است؛ ایادی استکبار جهانی بار دیگر بغض و عناد خود را  از پیشرفت‌های ملت ما به نمایش گذاشتند.... .» کسی نمی‌پرسد چرا آن جوان بلوچ،  کمربند انتحاری بست و از کسی مزد نطلبید جز کشته شدن خود و دیگران. این چه مزدوری است که پاداشش  را در خون خود و هموطنان مسلمانش در مقابل یک مسجد  جستجو می‌کند.

2) مرد جوانی در وسط میدانی در پایتخت کشور با ضربه‌های چاقو جوان دیگری را به شدت  مجروع می‌کند و در مقابل چشمان وحشت‌زده و کرخت مردم و پلیس آنقدر نمایش مرگ و جنونش را ادامه می‌دهد که جوان مجروح جان خود را از دست می‌دهد. صفحات حوادث رسانه‌ها با شور و ولع به تشریح و نمایش ابعاد فاجعه می‌پردازند. «جنایت در میدان کاج» به فیلم پرهیجانی برای یک هفته تبدیل می‌شود. همه دیگری را مقصر می‌دانند، جوانی که چاقو کشیده، پلیس و مردم را مسئول می‌داند که چرا جلوی او را نگرفتند. مردم پلیس را مقصر می‌داند که چرا تعلل کرد و پلیس مردم حاضر در صحنه را تقصیر کار می‌داند که چرا بی‌تفاوت به فاجعه‌ای که در جریان بود تنها به تماشا پرداختند.

3) طلبه‌ای در حوزه‌ای در اراک به خاطر آنچه مسائل آموزشی نامیده می‌شود، مسئول آموزش حوزه‌ی عملیه را چاقو می‌زند؛ خبر در پاره‌ای از رسانه‌ها منتشر می‌شود، اما کسی رغبتی برای تحلیل آن درخود نمی‌یابد.

4) زنی شوهرش را در وسط خیابانی در کرج کارد آجین می‌کند؛ مردم از کنارش عبور می‌کنند؛ رفت و آمد در جریان است و زن مشغول جنایتش در روز روشن در وسط خیابان است؛ پلیس هم از راه می‌رسد، قدمی پیش می‌آید و پس می‌رود؛ لابد زن را محق به مثله‌کردن شوهرش می‌داند. به چه دلیل؟ معلوم نیست. کسی نگران نیست و فیلم‌بردار صحنه‌ی جنایت هم تنها نگران گرفتن گوشی‌موبایلش توسط نیروی انتظامی حاضر در صحنه است.  تنها آسمانِ ابری است که بر مرگ انسانیت قطراتی اشک می‌ریزد. بعد از پخش فیلم در اینترنت همه‌چیز ابتدا انکار می‌شود، توطئه‌ آمیز خوانده می‌شود و کم کم واقعیت آن تایید می‌شود. گویا زن و مرد معتاد بوده‌اند وبه گفته همسایگان زن از سوی مرد اذیت و آزار می‌شده است. دوباره وجدان‌ مردمان جامعه آسوده و در خواب می‌رود با این فکر که زن و مرد معتاد که نیاز به کمک و غمخواری ندارند. اصلا سزای عملشان را دیده‌اند.


5) در ظهر عاشورای سال انتخابات در خیابان‌های مرکزی تهران نزاعی رخ می‌دهد  که در طی آن افرادی از روی پل به زمین می‌افتند/ پرتاب می‌شوند و یا زیر ماشین‌ له می‌شوند؛ آنان به جرم اعتراض به یک انتخابات و آنچه بعدا سوت و کف زدن در محرم نامیده می‌شود، مستحق این مرگ اعلام می‌شوند؛ همه‌‌ی ترازوهای عدالت سرشان گیج می‌رود و از کار می‌افتد از داوری که در رسانه‌های دولتی در جریان است.

6) هفتصد سال پیش سعدی علیه‌الرحمه چنین سرود: بنی‌آدم اعضای یک پیکرند،‌ چو در آفرینش جز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار. مرحوم سعدی شیرازی نمی‌دانست که روزگاری که با اختراع انواع وسایل تخدیری و ابزارهای بی‌هوشی، امکان بی‌حس کردن عمومی و موضعی و قطع عضو دردمند به نحوی که دیگر اعضا در خواب باشند، فراهم خواهد شد.


7)....


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

اصولگرا کیست؟

1390,06,20 ساعت 3:51 PM

«مطهری در واکنش به سوالی که برخی افراد او را اصولگرا نمی‌دانند گفت: اینکه برخی اصولگرایان من را اصولگرا نمی‌دانند، مطابق برداشت آنها از برخی اصول و مبانی است، همین طور که مطابق برداشت من از آن اصول و مبانی، آنها اصولگرا نیستند. مثلاً اگر ولایت فقیه به معنی تعطیل عقل در نظر گرفته شود و آزادی بیان به معنی ایجاد خفقان در کشور باشد و با منتقد یا مخالف نظام مجاز باشیم به هر شکلی رفتار کنیم و اینها از اصول اصولگرایی باشد، بله من اصولگرا نیستم و اگر بصیرت همان باشد که افراد معلوم الحال دارند که موجب صدمه به نظام و رهبری شده است، من اساساً کور مادرزاد به دنیا آمده‌ام.»

+ متن کامل خبر
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

گناه از گوش‌‌های اوست

1390,06,20 ساعت 3:50 PM


نقل است که  روزی در عهد دیونیسیوس، از جباران خون‌ریز و  مشهور شهر سیراکوس  مردی  حکیم به نام آریستیپ، به پیشگاهش رفت و ازاو تقاضایی کرد. اما گوش شنوایی برای اجابت خواسته‌اش ندید.


آریستیپ که مستاصل شده بود چاره ای ندید جز آنکه جلوی سیراکوس زانو زند ، پیشانی به خاک بمالد و پاهای آن ظالم را بوسه باران کند. پس از این مراسمِ ابراز بندگی ، خواسته اش در دم اجابت شد . بر خاست و پی کار خود رفت .


بعد ها دوستانش او را به  خاطر این  کار ذلیلانه  به باد سرزنش  گرفتند  و باران  ملامت  بر او  باریدن  گرفت .


  آریستیپ پرسید :


ـ  من چه  گناهی  دارم که  گوش های  دیونیسیوس  در پاهای  اوست ؟

ملامت گران  لختی  به  فکر فرو رفتند  و دست از سر آریستیپ برداشتند .
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

اداره مبارزه با چاپلوسی

1390,06,20 ساعت 3:50 PM

به سفارش دوستی طنزنوشته‌ای خواندم به قلم شهرام شکیبا  که  روایت آزاد و مختصرش این است: در شهری مسئولیت مبارزه با چاپلوسی به فردی سپرده می‌شود که خود استادی چیره‌دستی در امر چاپلوسی و مدیحه‌سرایی است و  همگان از این انتصاب در حیرت می‌مانند که این شخص به چه نحو مسئولیت ‌های خطیر اداره‌ی مبارزه با چاپلوسی پایتخت و حومه را به انجام خواهد رسانید.


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

ناتوانی جمعی در تحلیل موردی - مصداقی مسائل

1390,06,20 ساعت 3:48 PM


یکی ضعف‌های ما در تعامل با یکدیگر و در برخورد با نهادهای  اجتماعی  برخورد کلی با مساله و ناتوانی در نگرش موردی - مصداقی است؛ ما با ملاحظه یک  ضعف و مشکل در مخاطب خود، با مشاهده یک کاستی در نهاد اجتماعی مورد نظر خود، کلیت آن و همه وجوه آن  را مورد سوال که نه، بلکه مورد انکار قرار می‌دهیم و به جای تجزیه و تحلیل مساله و ریشه‌یابی معضل و یافتن‌ راه‌حل، به جدالی تمام عیار برای نابودی صورت مساله، شخص و نهاد می‌پردازیم. به جای حل مساله و به جای کمک به جبران کاستی به حذف و طرد و نابودی می‌اندیشیم و به این شیوه امکان صلح و آرامشی که می‌تواند بسترساز حل مساله، حل منازعه ، فرارفتن از وضعیت ضعف و کاستی باشد را از بین می‌بریم.


روابط ما بیشتر بر مدار دوستی و دشمنی است تا تعامل انتقادی و مساعی ما بیش از آن که در جهت تفاهم انتقادی باشد در جهت جذب حداکثری و نفی حداکثری  است که آن هم به تفاهم ریاکارانه و تعبدی می‌انجامد و کمتر راه میانه‌ای در این بین می‌شناسیم. ما بیشتر دنبال کار و تلاش در یک فضایی با تفاهم و انطباق 100 درصدی هستیم تا مثلا تفاهم و انطباقی 60 درصدی و از آنجا که به دلایل ساختاری و طبیعی هیچ محیطی با شرایط 100 درصد ایده‌آل فراهم آمدنی نیست، بخشی از توانایی‌ خود و دیگران را صرف نزاع‌هایی بیهوده  می‌کنیم که نتیجه‌اش  از بین رفتن ظرفیت‌ها ، امکانات و توانایی‌های موجود است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

از آنان مباش که....

1390,06,20 ساعت 3:48 PM


امام علی‌( ع) در پاسخ مردى که از او خواسته بود اندرزش دهد ، چنین فرمود :


همانند آن کس مباش که بى‏آنکه کارى کرده باشد به آخرت امید مى‏بندد و به آرزوى دراز خود‏، توبه را به تأخیر مى‏افکند. گفتارش به گفتار زاهدان ماند و کردارش به کردار دنیاپرستان. هر چه از دنیا بهره‏اش دهند ، سیر نگردد و اگر بى‏بهره‏اش دارند ،قناعت نکند . نعمتى را که به او ارزانى داشته‏اند، سپاس نتواند گفت ، باز هم ، خواهان باز مانده آن است.دیگران را از زشتکارى منع مى‏کند و خود از کارهاى زشت باز نمى‏ایستد. از دیگران کارهایى را مى‏طلبد که خود انجام نمى‏دهد . نیکان را دوست دارد ولى عمل نیکان ندارد. با گنهکاران دشمنى مى‏ورزد و خود یکى از آنهاست. به سبب بسیارى گناهانش از مرگ بیزار است، ولى در انجام دادن کارهایى که سبب بیزارى او از مرگ شده، پاى مى‏فشرد.


چون بیمار شود از کرده خود پشیمان شود و چون تندرستى خویش بازیابد به لهو و شادى روى نهد. اگر از بیمارى بهبود یابد بر خود مى‏بالد و چون بیمار گردد نومید مى‏شود. هرگاه بلایى به او رسد، خدا را به زارى مى‏خواند و اگر به آسایشى رسد، چون مغروران، رخ برمى‏تابد. نفسش در پندارها بر او چیره شود و آنجا که پاى یقین در میان مى‏آید بر نفس خود چیرگى نیابد. اگر دیگران گناهى کنند ، خردتر از گناه او ، بر آنان بیمناک شود و براى خود پاداشى بیش از عملش مى‏طلبد. اگر بى‏نیاز شود، سرمست و مغرور شود و اگر بینوا گردد، نومید و ناتوان در عمل کوتاه آید و در خواستن مبالغت ورزد. اگر محنتى بر او عارض شود از جاده شریعت پاى بیرون نهد. سخنان عبرت‏آمیز گوید و خود عبرت نگیرد. اندرز مى‏دهد و خود اندرز نپذیرد. در گفتار بر خود ببالد و به کردار از همه کمتر باشد. در آنچه ناپایدار است با دیگران رقابت کند و در آنچه پایدار است به مسامحت بگذرد .


غنیمت در نظرش غرامت است و غرامت را غنیمت انگارد. از مرگ می‏ترسد و پیش از آنکه فرصت از دست بشود، به کار نیک نمى‏شتابد. گناه دیگران را بزرگ مى‏شمارد و بزرگتر از گناه آنان را، اگر خود مرتکب شود، خرد می‏انگارد. طاعت و عبادت خود را بسیار مى‏شمارد، هر چند، اندک باشد و طاعت و عبادت دیگران را حقیر مى‏انگارد، هر چند، بسیار باشد. بر مردم طعن مى‏زند و خویشتن را مى‏ستاید . در نزد او لذت‏جویى و لهو با توانگران دوست داشتنى‏تر است از ذکر گفتن با فقیران .


به زیان دیگران و سود خود داورى کند ولى به سود دیگران و زیان خود داورى نمى‏کند. دیگران را راه مى‏نماید ولى خود را به گمراهى مى‏کشد . مى‏خواهد که همگان فرمانبردار او باشند و حال آنکه ، خود همواره راه عصیان در پیش مى‏گیرد. مى‏خواهد که حق او را بکمال ادا کنند و خود ، حق کسى را بکمال ادا نمى‏کند. از مردم مى‏ترسد ولى نه به خاطر خدا ولى از خدا در کارهاى بندگان او نمى‏ترسد .


  *  نهج‌البلاغه‎، حکمت شماره150

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

منشور اصولگرایی با شعار وحدت‌ منتشر شد

1390,06,20 ساعت 3:47 PM


امیدوارم روزگاری منشورهایی برای به رسمیت شناختن «تفاوت»  و «تکثر »  و «مدیریت اختلاف» هم در کشورمان منتشر شود.




ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پاسخ مستدل یک انقلابی

1390,06,20 ساعت 3:45 PM

جلال الدین فارسی در ص 13 کتاب "زوایای تاریک"(انتشارات حدیث، چاپ اول،1373) ،  به ذکر خاطره‌ای  از مرحوم نواب صفوی می پردازد:


زمستان 1331 مرحوم نواب صفوی و جمعی از یارانش به مشهد مشرف شدند. ... در حاشیه ی یکی از جلسات  چند جوان عضو "جمعیت مردم ایران" از نواب صفوی برنامه ی اقتصادی جمعیت فدائیان اسلام را می خواهند و وی آنان را به مطالعه ی مقالاتی در روزنامه ی «منشور برادری» (ارگان فدائیان اسلام) فرامی خواند.


فارسی می نویسد: «خوشبختانه مجموعه شماره های منشور برادری را همراه داشتم. با عرض سلام و ارادت آن را تقدیم مرحوم نواب کردم تا اگر خواست به آن چند جوان معاند بدهد. آن مرحوم از مشاهده  اینکه در کنار آن دو سه جوان، جوان دیگری هست که به او ارادت می ورزد و حتی مجموعه روزنامه «منشور برادری» را همراه دارد خوشحال شد و در حقم دعای خیر کرد و آن را گرفته به آنان داد. آنان با بی ادبی از گرفتن آن خودداری کرده گفتند: «این ها را خوانده ایم؛  چیز دیگری ندارید؟»


جلال الدین فارسی پاسخ متقابل نواب را چنین گزارش می دهد: «آن شهید بزرگ خطاب به آنان با لحنی محکم و مردانه گفت: «اگر مردید در راه همان کسی که به رهبری قبولش کرده اید بمیرید. من هم در راه معبود خودم تا آخرین قطره خونم فداکاری می کنم.»

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<<    5      6      7      8      9      10      11      12      13      14    >>