مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

من سیلی می‌زنم پس اصولگرایم!

1390,06,20 ساعت 4:04 PM


1- رفتار نصرالله کوهی نماینده سروستان در برخورد با سیداحمد رضا دستغیب نماینده شیراز و سیلی زدن به وی - بعد از مباحثه و مشاجره‌ای که گفته می‌شود  در باب ولایت فقیه بوده است - نشان می‌دهد که غریزه نقش موثری در شکل‌دهی به رفتارهای برخی از فعالان سیاسی کشور دارد. اینجا رفتار غریزی را در مقابل رفتارعقلانی و مبتنی بر تفکر و اخلاق قرار می‌دهیم یعنی رفتاری که در انجام آن کمترین اندیشه صورت می‌گیرد و فرد شدیدا تحت کنترل عواطف و امیالش قرار می‌گیرد. نماینده‌ای به صورت نماینده‌ای دیگر سیلی می‌زند و در مقام توجیه رفتارش می‌گوید که «این سیلی ریشه در اصولگرایی دارد» و به این ترتیب زشتی رفتارش را به زشتی تحریف "اصولگرایی" اضافه می‌کند.


2- روزنامه‌ی کیهان، احترام روزنامه ملت در تنظیم‌ نامه‌ای برای آقای شریعتمداری و ارائه‌ی برخی توضیحات برای رفع سوءتفاهم را با درشت‌گویی و هتاکی  می‌دهد و امکانات مفاهمه و گفت‌وگوی اقناعی در فضای بین دو روزنامه را از بین می‌برد.


3. عقلانیت اخلاقی ما را از توسل  به هر ابزاری در مقابل حریف و در تعقیب هدف نهی می‌کند و از ما می‌خواهد که هم در انتخاب مقاصد و هم در مسیر دستیابی به آن‌ها هر وسیله‌ای را مورد استفاده قرار ندهیم.

حرکت مبتنی بر غریزه و تمایل نفسانی در فضای ضعف عقل اخلاقی هر وسیله‌ای را برای نیل به مقصود مباح می‌شمارد.

نماینده‌ای که به صورت همکار خود در مجلس - که می‌بایست عصاره فضایل ملت در آن جمع باشند – سیلی می‌زند نشان می‌دهد که نماینده‌ی چندان عاقلی نیست و فاصله‌ی کافی از رفتار بدوی نگرفته است و برای همین نادرستی مدعای خود، یا ضعف در اثبات مدعایش را با پرخاش و کتک‌کاری می‌خواهد جبران کند که البته امکان چنان جبرانی محال است و تنها فایده آن فحاشی و کتک‌کاری می‌تواند تشفی‌خاطری و آرامش کاذب ناشی از فراز از واقعیت باشد که به سرعت از بین خواهد رفت و آنچه باقی خواهد ماند اثرات یک رفتار مبتنی بر غریزه است که در تقرب به بعد بهیمی آدمی صورت می‌گیرد.


4. امام هشتم شیعیان علی‌بن‌موسی‌الرضا  که امروز به نامش گرامی است، در اجتماع ما به عنوان یکی از الگوهای رفتاری مورد ستایش قرار می‌گیرد؛ اما این الگو بودن و این ستایش معلوم نیست که  در کجا و در کدام یک از تعاملات و مناسبات جامعه ما به کار خواهد آمد؛.... آنچه از امام رضا ع مشهور است "رحمت و رأفت" وی و  "اهل گفت‌وگو  بودن " و داشتن مباحثات و مناظرات با اندیشمندان و دگراندیشان زمانه‌شان است.  یعنی امام رضا رئوف و اهل گفت‌وگو بوده‌اند.

5. به راستی روزنامه و نماینده‌ای  که نه عقل اخلاقی را به جد می‌گیرد و نه تاثیری از الگوهای دین و مذهب - که از قضاء بسیار مدعی آن است -  می‌پذیرد، و در مسیر امیال خود تنها بر غریزه و صفات بدوی تکیه می‌کند، از کدام اصولگرایی تبعیت می‌کند؛ آیا اصولگرایی چنان تعریف وسیعی دارد که هم اخلاق و هم بی‌اخلاقی را شامل می‌شود. آیا بهتر نیست که اصولگرایی را به اهلش واگذاریم و آن را به مثابه نام مستعاری برای قدرت‌گرایی به کار نبریم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

دلقک دربار

1390,06,20 ساعت 4:04 PM


در سریال "قهوه ی تلخ"  همه دلقک دربار هستند، حتی روشنفکر بخت‌برگشته هم که خیال  اصلاح و تغییر مسیر تاریخ را دارد، تحت تاثیر فرهنگ حاکم بر دربار،  کم کم آداب چاکری و جانثاری و تملق‌گویی اعلی‌حضرت همایونی را یاد می‌گیرد و به مقام مستشاری قبله‌ی عالم نائل می‌شود.

«سرلشگر ضرغام یکی از نخبگان دوران محمدرضا می‌گوید: برای اولین بار در کابینه دکتر اقبال با سمت وزیر گمرک به شاه معرفی شدم. قرار بود نخستین جلسه‌ی هیأت وزیران در حضور شاه تشکیل شود... وقتی مذاکرات شروع شد دیدم وزیران تحصیلکرده کلمات غلام، چاکر، غلام خانه‌زاد، چاکر جان نثار و ... پی‌درپی به دنبال هم بر زبان می‌آورند. من فکر کردم حرفهایم را با کلمه‌ای مثل خدمتگزار شروع کنم ولی وقتی سخنان اینها را شنیدم حس کردم کار من توهین آمیز است به این جهت تصمیم گرفتم سکوت کنم، ناگهان شاه رو به من کرد و گفت: ضرغام نظر تو چیست؟ من که دستپاچه شده بودم گفتم قربان آقایان که دکتر، مهندس و استاد دانشگاه هستند خود را غلام خانه‌زاد می‌نامند در این صورت کسی که فقط دیپلم  دارد باید بگوید کنیزاعلیحضرت هستم. اما چون مهارتی در نطق و خطابه ندارم ممکن است فراموش کنم که باید این کلمه را تکرار کنم، بنابراین از همین حالا به عرض می‌رسانم که هزار مرتبه کنیز اعلیحضرت هستم. »( سیداحمد میری، دیباچه‌‌ای بر فرهنگ استبداد در ایران، نگاه معاصر، 1380،ص 72)


+ چگونه قهوه‌ی تلخ را ببینیم


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

راهی به سوی آینده بگشاییم

1390,06,20 ساعت 4:03 PM

«اصولگرایی» تعبیری است که در فضای سیاسی جامعه ما نماد هویتی متمایز است که می‌توان عناصری از آن را مورد اشاره قرار داد و اشخاص و طیف‌هایی را در ذیل آن بازشناسی کرد. «اصولگرایی» مفهومی همزاد«اصلاح‌طلبی» است و البته هر یک از این دو مفهوم صورت تحول یافته دوگانه‌هایی است که همواره در حول سیاست شکل گرفته و مجموعه‌یی از نیروها و امکانات محیط سیاسی کشور را معرفی کرده و امکان تعامل، فهم و گفت‌وگو را درباره مهم‌ترین مسائل حوزه سیاست فراهم آورده است.

«اصولگرایی» مقارن با دوره‌ی‌ «اصلاحات» در لسان جمعی از فعالان سیاسی کشور رایج و نشانه‌ی یک هویت متمایز در مقابل «اصلاح‌طلبان» و جریانی شد که حاصل یک دگردیسی در جناح چپ کشور بود(که از اندیشه‌‌ی دولت‌گرایی، نظارت مرکزی و انقباض فرهنگی دهه‌ی‌ 60 تا شعار جامعه‌ی مدنی و لزوم استقلال فرهنگ از سیاست در دهه‌ی 70، راه درازی را طی کرده بود).

همزمان با دولت اصلاحات و تغییر تابلوی جناح«چپ» حاکمیت به «اصلاح‌طلبی»، پوست‌اندازی در جناح«راست» نیز آغاز شد و فرزندان معنوی جناح«راست» حاکمیت در هماوردی سیاسی با «اصلاح‌طلبان» و برای فاصله گرفتن از برخی از شائبه‌ها که اینک دامنگیر جناح«راست» شده بود، عنوان اصولگرایی را برای ترسیم آرمان‌ها و اهداف خود مناسب‌تر یافتند و خود را نه«راست» بلکه«اصولگرا» معرفی کردند، تا هم سبکبال از بارهای گران جناح«راست» باشند و هم برکنار از عنوان وهن‌آلود «بنیادگرایی» که بخشی از اصلاح‌طلبان علاقه‌مند بودند آن را در معرفی رقبای خود به کار گیرند.

گرچه «اصلاح‌طلبان» و «اصولگرایان» هر دو خود را ملتزم به انقلاب و ارزش‌ها و آرمان‌های آن معرفی می‌کردند اما هر یک از چشم دیگری جریانی دارای اشکال، ضعف و تناقض درونی معرفی می‌شد؛ اصولگرایان برخی از رویکردهای اصلاح‌طلبان را در تعارض با آرمان‌های انقلاب و ارزش‌های اسلامی معرفی می‌کردند و اصلاح‌طلبان نیز اصولگرایان را به ناتوانی از درک واقعیات زمانه و ماندن در گذشته و تحجر در فهم دین متهم می‌کردند.

در این میان، فقدان سنتی که بتواند این اختلاف‌ها را مدیریت و در مسیری درست هدایت کند و به سامان رساند و از معرکه‌‌ی آرا، فرصتی برای تفاهم و تعالی بسازد، موجب شد اختلافات در مسیری بی‌سرانجام قرار گیرد و عرصه‌ی‌ سیاسی کشور مجال جولان جریان‌های افراطی شود و در برابر چشمان نگران ملت، آتش نزاعی پرخسارت افروخته‌تر شود.

در فضای ملتهب حاصل از تقابل بخش‌های افراطی جریان‌های سیاسی کشور، رهبری انقلاب با بیان اینکه تقابل«اصلاح‌طلبی» و «اصولگرایی» را قبول ندارد و اصولگرایی را لازمه‌‌ی اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبی را لازمه‌ی اصولگرایی می‌داند، سعی کرد تا الفتی بین برادران دیروز فراهم آورد و آنان را متطفن ارزش‌هایی کند که در هر دو جریان باید پاسداری شود.

هرچند سخن دلسوزانه‌ی رهبری در میان جدال قبیلگی جریان‌های سیاسی کشور ناشنیده ماند و بازار سیاست همچنان به کام افراطیون شد و «تقابل» راه را بر «تعامل» بست و فرصت‌های گفت‌وگو میان خردمندان جریان‌های سیاسی کشور از کف رفت.

امروز نیز در شرایطی که نظام سیاسی کشور و جامعه‌‌ی اسلامی ما تحت فشارهای نظام سلطه‌ی استکباری قرار گرفته و عوارض بی‌تدبیری‌ها و افراط‌گرایی‌های پس از انتخابات سال گذشته، همچنان بر فضای سیاسی کشور سایه انداخته است، باید با عبرت‌گیری از گذشته از حصار دیروز خارج شد و به امروز و فردا اندیشید و راهی جست تا فاصله‌ها و کدورت‌ها به نزدیکی و الفت تبدیل شود. باید در مسیر گشودن راه گفت‌وگوی خردمندانه میان صاحبان اندیشه و سخن کوشید.

«اصولگرایی اصلاح‌طلبانه» و« اصلاح‌طلبی اصولگرایانه» همچنان یک ضرورت است و بی‌حضور ارزش‌های این دو نگاه در فضای سیاسی کشور، جامعه دچار رکود و رخوتی خسارت‌بار خواهد شد. ملامت کوته‌بینان پر مدعا را باید به جان خرید و کوشید تا فضای سیاسی کشور گرمی و نشاط بگیرد.

«وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات

بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن


+ انتشار در روزنامه ملت‌ما


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

چاپلوسی

1390,06,20 ساعت 4:01 PM

مهران مدیری از قسمت بیستم سریال قهوه‌ی تلخ شروع به  تشریح  ابعاد «فرهنگ چاپلوسی» رایج در تاریخ ما  کرده است  او  در این سریال با شیرینی  تمام تلخی و حماقت مندرج  در یک فرهنگ چاپلوس‌پرور را به تصویر می‌کشد.


در قهوه‌ی تلخ "بلوتوس" با عنوان کسی که از کشور خارجی آمده است، با  یافتن رگ خواب ایرانیان و ثناگویی و تعظیم و تکریم حاکم و حلقه‌ مقربان دربار ایرانی، خود را به جوار تخت قبله‌ی عالم، اعلی حضرت همایونی، جهانگیرخان دولو می‌رساند.


قهوه‌ی تلخ از فرهنگی سخن می گوید که عناصر آن  در زندگی و مناسبات جامعه ما همچنان باقی و فعال است.  هنوز بخشی از وقت کارمندان و  مدیران جامعه ما  صرف این می‌شود که چه واژه‌هایی را در تجلیل و تکریم مقامات مافوق خود به کار برند تا خوشایندشان باشد و حس تنزه‌طلبی ‌شان را سیراب کند، تا ایشان را در دل آنان محبوب  گرداند، تا راه ترقی و پیشرفت را برایشان هموار کند.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

مسابقه

1390,06,20 ساعت 4:00 PM

سیداحمد خاتمی در ادامه رقابت با اسفندیار رحیم مشایی که در جشنواره‌‌ی "ایران مرز پرگهر" گفته  بود:«معرفت به وطن در احترام به پرچم تجلی می‌یابد و تعظیم به پرچم یعنی تعظیم به نعمت الهی؛ یعنی تعظیم به انسان و در نهایت تعظیم به خداوند متعال.»  + مخالفت و همآوردجویی خود را چنین ابراز و اعلام کرد:

« تشکیل جشنواره‌هایی که ابتذال و بی‌حجابی در آن موج می‌زند، نه خدمت به اسلام و قرآن و نه خدمت به ایران است، چون ایران در سایه انس با خدا و معنویت بر بال ملائک نشسته برخی در چه تصوری هستند که از جشنواره‌های مبتذل حمایت می‌کنند!» +



احمد خاتمی با این جمله‌‌ای که  گفته،  نشان داده است که اگر پای چاپلوسی  برای خاک و سرزمین هم در میان باشد باز هم یک و سرگردن بالاتر از رئیس دفتر رئیس‌جمهور قرار می‌گیرد.



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

در مسیر شرک

1390,06,20 ساعت 3:55 PM


1.  حدیث مشهوری ازحضرت محمد ص نقل شده است که فرموده‌اند: دبیب الشرک فی امتی کدبیب النمله السوداء علی الصخره الصماء فی اللیله الظماء ( نفوذ شرک در امت من، مانند حرکت مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک است.

2.   زمانی  آیه «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ»  شعار مرسوم در جامعه ما بود اما امروز کمتر این آیه را می‌شنویم و بیش از حبل‌الله به سوی حبل الدولت و حبل القدرت  فراخوانده می‌شویم.
 
3. در آیه‌ی ۳۱ سوه توبه آمده است: « اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا و الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون.»

غیر از خدا، علماى دینى و تارکان دنیا را که در میان آنها بودند، خداوندگاران خویش شمردند، همچنین مسیح پسر مریم را، در صورتى که به آنها چنین دستور داده شده بود که فقط خداى یکتا را بپرستند، جز او خدایى نیست، پیراسته باد از آنچه شریک او مى‏شمرند.

محمد بن یعقوب کلینى (؟ - 329 ه ق) در کافى از ابوبصیر چنین روایت کرده‏است:

به او یعنى به امام صادق (ع) گفتم اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و او گفت: به خدا سوگند که آنها ایشان را به پرستش خود دعوت نکردند و اگر هم دعوت مى‏کردند آنها نمى‏پذیرفتند ولى آنان حرامى را برایشان حلال و حلالى را حرام مى‏کردند بنابراین ناخودآگاه به بندگى آنان در آمده بودند.

کلینى همین روایت را به سند دیگرى هم نقل کرده که در آن پاسخ امام (ع) به این صورت آمده‏است:

به خدا سوگند آنها براى آنان نه روزه مى‏گرفتند نه نماز مى‏خواندند ولى حرام را براى آنها حلال مى‏کردند و حلال را حرام و آنها هم «بى چون و چرا» مى‏پذیرفتند و عمل مى‏کردند. ( کافى، ج 2، ص 53)


مفسران شیعه عموما در تفسیر این آیه همین مطلب را گفته و همین روایت را نقل کرده‏اند.

امام فخر رازى (543 یا 544 - 606 ه ق) نیز در توضیح این آیه گوید:

بدان که خداى متعال با این سخن خود «اتخذوا...» یهود و نصارى را به نوعى دیگر از شرک وصف کرده است و در این آیه چند مساله هست:

بیشتر مفسرین گفته‏ اند مقصود از «اربابا» (که در آیه آمده است)این نیست که آنها درباره علماى دینى این عقیده را داشتند که ایشان خداى جانند، مقصود این است که آنها فرمانبردار ایشان بودند و هر بکن یا نکن را که آنان مى‏گفتند «بى چون و چرا» مى‏پذیرفتند.  روایت‏شده که عدى بن حاتم  مسیحى بود. روزى به حضور پیغمبر آمد، او سوره برائت را مى‏خواند و به همین آیه رسید. عدى گوید: به پیغمبر گفتم: ما آنها را نمى‏پرستیدیم. پیغمبر گفت: آیا آنها حلال خدا را حرام نمى‏کردند و شما هم آن را حرام مى‏شمردید؟ گفتم: چرا. گفت: همان عبادت آنان بوده.

ربیع گوید: به ابوالعالیه گفتم این خداوندگارى (احبار و رهبان) در بنى اسرائیل چگونه بوده؟ گفت: چه بسا آنها در کتاب خدا مطلبى مى‏یافتند که با گفته احبار و راهبان مخالف بود و آنها گفته ایشان را مى‏پذیرفتند، ولى آن را که در کتاب خداى متعال بود قبول نمى‏کردند... (تفسیر کبیر، ج 16، ص 36 و 37.)

۴. جامعه‌ای که در آن امکانات نقد و چون و چرا و آزادی بیان محدود باشد به شرک نزدیک‌تر است.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

سوره‌ی توبه و یک پرسش

1390,06,20 ساعت 3:54 PM

این پست کوششی برای فهم معنای آیاتی از سوره‌ی توبه است.

ادامه مطلب ...
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کلاف سر در گم

1390,06,20 ساعت 3:52 PM

 محمد مجتهد شبتسری: « زندگی ما، یک کلافِ سردرگم است. هیچ اسمی جز سرگردانی و سردرگمی روی برخی از زندگی‌ها نمی‌توان گذاشت! ما به لحاظ زندگی از وضع خوبی برخوردار نیستیم. زندگی‌مان نه هنوز نظم و نظام جدید را یافته است، نه قوام سابق باقی مانده است. ما در یک دوران گذار به سر می‌بریم که رنج و سردرگمی آن بسیار زیاد است. نمی‌دانم از درون این زندگی چه چیزی خارج خواهد شد! گاهی به این موضوع فکر کرده‌ام، ولی نمی‌دانم، چون حوادث آینده قابل پیش‌بینی نیست و نمی‌دانم چه خواهد شد.»


این گفت‌وگو را بخوانید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
<<    4      5      6      7      8      9      10      11      12      13    >>