من سیلی میزنم پس اصولگرایم!
1- رفتار نصرالله کوهی نماینده سروستان در برخورد با سیداحمد رضا دستغیب نماینده شیراز و سیلی زدن به وی - بعد از مباحثه و مشاجرهای که گفته میشود در باب ولایت فقیه بوده است - نشان میدهد که غریزه نقش موثری در شکلدهی به رفتارهای برخی از فعالان سیاسی کشور دارد. اینجا رفتار غریزی را در مقابل رفتارعقلانی و مبتنی بر تفکر و اخلاق قرار میدهیم یعنی رفتاری که در انجام آن کمترین اندیشه صورت میگیرد و فرد شدیدا تحت کنترل عواطف و امیالش قرار میگیرد. نمایندهای به صورت نمایندهای دیگر سیلی میزند و در مقام توجیه رفتارش میگوید که «این سیلی ریشه در اصولگرایی دارد» و به این ترتیب زشتی رفتارش را به زشتی تحریف "اصولگرایی" اضافه میکند.
2- روزنامهی کیهان، احترام روزنامه ملت در تنظیم نامهای برای آقای شریعتمداری و ارائهی برخی توضیحات برای رفع سوءتفاهم را با درشتگویی و هتاکی میدهد و امکانات مفاهمه و گفتوگوی اقناعی در فضای بین دو روزنامه را از بین میبرد.
3. عقلانیت اخلاقی ما را از توسل به هر ابزاری در مقابل حریف و در تعقیب هدف نهی میکند و از ما میخواهد که هم در انتخاب مقاصد و هم در مسیر دستیابی به آنها هر وسیلهای را مورد استفاده قرار ندهیم.
حرکت مبتنی بر غریزه و تمایل نفسانی در فضای ضعف عقل اخلاقی هر وسیلهای را برای نیل به مقصود مباح میشمارد.
نمایندهای که به صورت همکار خود در مجلس - که میبایست عصاره فضایل ملت در آن جمع باشند – سیلی میزند نشان میدهد که نمایندهی چندان عاقلی نیست و فاصلهی کافی از رفتار بدوی نگرفته است و برای همین نادرستی مدعای خود، یا ضعف در اثبات مدعایش را با پرخاش و کتککاری میخواهد جبران کند که البته امکان چنان جبرانی محال است و تنها فایده آن فحاشی و کتککاری میتواند تشفیخاطری و آرامش کاذب ناشی از فراز از واقعیت باشد که به سرعت از بین خواهد رفت و آنچه باقی خواهد ماند اثرات یک رفتار مبتنی بر غریزه است که در تقرب به بعد بهیمی آدمی صورت میگیرد.
4. امام هشتم شیعیان علیبنموسیالرضا که امروز به نامش گرامی است، در اجتماع ما به عنوان یکی از الگوهای رفتاری مورد ستایش قرار میگیرد؛ اما این الگو بودن و این ستایش معلوم نیست که در کجا و در کدام یک از تعاملات و مناسبات جامعه ما به کار خواهد آمد؛.... آنچه از امام رضا ع مشهور است "رحمت و رأفت" وی و "اهل گفتوگو بودن " و داشتن مباحثات و مناظرات با اندیشمندان و دگراندیشان زمانهشان است. یعنی امام رضا رئوف و اهل گفتوگو بودهاند.
5. به راستی روزنامه و نمایندهای که نه عقل اخلاقی را به جد میگیرد و نه تاثیری از الگوهای دین و مذهب - که از قضاء بسیار مدعی آن است - میپذیرد، و در مسیر امیال خود تنها بر غریزه و صفات بدوی تکیه میکند، از کدام اصولگرایی تبعیت میکند؛ آیا اصولگرایی چنان تعریف وسیعی دارد که هم اخلاق و هم بیاخلاقی را شامل میشود. آیا بهتر نیست که اصولگرایی را به اهلش واگذاریم و آن را به مثابه نام مستعاری برای قدرتگرایی به کار نبریم.













